خرید بک لینک

در خونه خودم، در جمع خونواده ای ک من رو دختری موفق و پرتلاش میدونن، در فامیلی که نظر من براشون مهمه، به غایت احساس بیگانگی می کنم.

مشکل واضحی بین من و بقیه نیست، احتمالا مشکل خودمم. من از معاشرت با افراد بیگانه دور و برم لذت نمیبرم و این به معنی دوست نداشتنشون نیست.

دوری و دوستی چشه؟

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 11:24

دیشب تا 3 بیدار بودم. میتونستم زودتر بخابم اگه زودتر مباحث دیروزمو تموم کرده بودم. یعنی اگه یک ساعت یا میم وقتم گرفته نمیشد یا آقای پ بهونه گیری نمیکرد از رفتارم و مجبور نمیشدم باش حرف بزنم ک رابطه م خوب بمونه.

امتحانای سنگینی دارم و تلاشم ب استفاده از چندروز فرجه س. الان خسته ام. از مباحث امروزم عقب افتادم و مغزم از یک هفته گذشته ای ک بد خوابیدم خسته س.

امیدوارم بتونم نمره های خوبی بگیرم.

+چرا دور و برم پر شده از تظاهر؟


برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 11:24

درست همونموقع که داری به احساساتت اجازه رشد میدی، همه آسیب های ناشی از اون رو هم قبول کردی.

احساساتم رشد کرد. آسیب دیدم.

آسیب دیدم تا یادم بمونه هرکسی مثل من فکر نمیکنه. و اونی ک میگه بدون تو نمیتونم خیلی خوب بدون تو میتونه و بهت آسیب میزنه.

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 11:24

من فقط فکر میکنم سنگ روی یخ شدم.

همین

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 11:24

سرم شلوغه. گاهی خسته میشم گاهی میگم ولش کن بابا فاک ایت. ولی فعلا ول نکردم (:

دستم ب نوشتن نمیاد. نمیخام چرت و پرت بنویسم فقط خواستم بدونید هنوز هستم و اینجا رو ولی نکردم!

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 16:23

بالاخره میانترما تموم شد و اون استرس بیخودی فعلا دست از سر ما برداشته! باز هم خودم رو ب طرز وحشتناکی مشغول کردم. شماره 10 نشریه چاپ شد. فکر نمیکردم بتونم از پسش بر بیام ولی خدا رو شکر خوب شده. و اینکه زمزمه هایی ب گوش میرسه ک تا چند روز آینده از سردبیری تعلیق و مدیرمسئول نشریه خواهم بود. می دونم سخت و سنگینه اما دلم یه چالش جدید میخواد، سرو کله زدن با آدمای

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

باورم نمیشه، پاییز تموم شد و من کلا این سه ماه دوتا پست گذاشتم! و در این مدت کسی ن سراغی گرفته و نظری رو دوتا پستی که گذاشتم داده. پس این 58نفر دنبال کننده کجان؟! هرچی هم ک باشه، من همچنان معتقدم تو بلاگم میتونم از هرچی میخوام بنویسم بدون اینکه نگران باشم الان یکی ببینه میگه خب ب من چ؟ بگذریم؛ انگار واقعا کسی دلش نمیخواد بدونه داستان من چیه! انگار فقط هستم ک

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

تصمیم جدیدی می گیرد. دوست دارد روزانه بلاگش را اپدیت کند اما همیشه نمی تواند. دوست دارد نوع نوشتار متن پست هایش شبیه کتاب هایی باشد که یار غار زمان تنهاییش شده اما می ترسد ار اینطور نوشتن. از اینکه تواناییش را نداشته باشد یا حتی مخاطب هایش را از دست بدهد. اما چه مهم؟ بلاگش دریچه ایست برای تخلیه روحش؛ پس نیازی نیست از دور شدن مخاطب هایش بترسد چون روحش نیاز به

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

هنوز هم از دیوانگی آن شب گیج است. اما در حقیقت از اینکه آن کار را بالاخره انجام داده بسیار خرسند است. گویی روحش نیاز دارد گاهی بداند کمی دیوانگی در وجودش است. شاید دیگر اصلا آن اتفاق نیفتد یا ممکن است دری را باز کرده باشد که انتهای راهش ناپیداست. هر چه که است، راضی است از اینکه کمی از تمام عذاب وجدان گناه های تعریف شده برایش کم کرده. انگار تازه می فهمد اصلا

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

و زیر بار تابوهای بی معنی خرد می شویم و لام تا کام حرف نمی زنیم مبادا انگ بی آبرویی بهمان بچسبانند و تبدیل شویم به همانی که دنبال هوای نفسش رفت و تایید نزدیکان را از دست داد. از غرولندهای الکی پدر و نصیحت های بی پایان مادر خسته شده بود. برای ساعتی بیرون رفت. با دوست هایش در اطراف پارک شهر نشسته بودند و تقریبا خوش می گذراندند. کمی قهوه و پکی سیگار، دور از هم

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

تحسین برانگیزه.

اما، حتی اگه یه روزی حق انتخاب پوشش قانونی شه، با وجود خانواده ی متعصبی که دارم، باید حجاب بذارم! دلگیره...

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

تقریبا مطمئنم ما به دنیا اومدیم تا بی عدالتی ببینیم. جنگ ببینیم و اختلافات بیخودی ادیان، فرهنگ ها، سنت ها و آدم ها. جورج اورل تو کتاب قلعه حیوانات خیلی خوب گفته که: همه برابرند، فقط برخی از برخی دیگر برابرترند. خدا داره با ما بازی میکنه. مثل ما ک وقتی بچه بودیم واسه عروسکامون زندگی می ساختیم. اگه بازیچه نباشیم پس چی هستیم؟ اسلام میگه این دنیا واسه اینه که ب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

انگیزه هامو دارم از دست میدم. چندبار اینطوری شدم اما هربار خیلی زود خودمو جمع و جور کردم و زود برگشتم به روال عادی. ولی الان؛ خیلی وقته انگیزه هام رو دارم یکی یکی از دست می دم و هیچ کاری نمیتونم راجع بش انجام بدم! هر تلاشی بیهوده است. هیچ راه جدیدی به ذهنم نمی رسه که امتحان نکرده باشم. نمیدونم ناراحتم، عصبیم، خسته ام. نمیدونم. فقط می دونم این همه کلافگی و ب

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

عادت کرده ایم اسفند را با تو آغاز کنیم قربانتان شوم. آن تیر ماهِ بی تو تمام نشد و این اسفند های بعد تو شروع نمی شود. فصل هایمان را به هم زده ای. همه را پاییز می گذرانیم گویی. از آن پاییز های بی طلوعِ سرد. از همان ها که ابرهایش تمام طول روز را بغض می کنند و بادهایش سوزناک از لای پنجره صدای دلتنگی می دهند. درخت ها انگار تمام طول سال لُختند از برگ و زندگی. برده

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

حس آدما رو می فهمم. همیشه انکارش می کنم اما همیشه هم میدونم حسم اشتباه نمی گه. می فهمم بغل دستیم تو تاکسی ناراحته، می فهمم استادم دیشب چقد عصبی بوده، می فهمم همکلاسیم چقدر انرژی داره امروز، می فهمم دوستام چقدر خوشحالن چقدر ناراحتن یا از چی ناراحتن. اما انقدر این مسئله برام عجیبه ک هیچوقت باورش نکردم. همیشه با خودم می گم نه اینا همش تصوراته خودته درحالیکه مید

برچسب: نویسنده: الینا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 11 فروردين 1397 ساعت: 2:12

صفحه بندی